Shoaib Salangi

Shoaib Salangi Psychologist/روانشناس
Psychosocial Counselor

(3)

ارتور شوپنهاور میگوید: اكر كسى براى ما بسيار ارزشمند باشد، بايد اين راز را از او پنهان كنيم؛ چنانکه گويى جنايتى بزرگ را ...
26/02/2026

ارتور شوپنهاور میگوید: اكر كسى براى ما بسيار ارزشمند باشد، بايد اين راز را از او پنهان كنيم؛ چنانکه گويى جنايتى بزرگ را پنهان میكنيم. اين واقعيت خوشايند نيست اما حقيقت دارد؛ ادمها طاقت مهربانى بسيار را ندارند.

عطار نيشاپورى:
اكر گرد كسى بسيار گردى
اگرچه بس عزيزى خوار كردى

#روانشناس #رواندرمان #خودآگاهی #روانشناسي #رواندرمانگر #عشق #زندگی #اكسبلور

وقتی انسان درگیر اندوه شدید یا افسردگی است، ذهن او از حالت «تفکر» به حالت «بقا» میرود. انرژی روانی که باید صرف تحلیل، خل...
19/02/2026

وقتی انسان درگیر اندوه شدید یا افسردگی است، ذهن او از حالت «تفکر» به حالت «بقا» میرود. انرژی روانی که باید صرف تحلیل، خلاقیت و فهم جهان شود، به سمت تحمل درد و عبور از رنج منحرف میشود. در چنین وضعیتی، تمرکز کاهش مییابد، پردازش اطلاعات کند میشود و افکار منفی جای تفکر آزاد را میگیرند.
از دید روانشناسی اجتماعی، فرد اندوهگین نه‌تنها کمتر اندیشه میکند، بلکه کمتر سؤال میپرسد، کمتر اعتراض میکند و کمتر توانایی تشخیص حقیقت از فریب را دارد. اندوهِ مزمن، انسان را به موجودی منفعل تبدیل میکند؛ موجودی که به جای جستوجوی حقیقت، تنها به دنبال تسکین فوری است. همین ویژگی است که اندوه را به ابزاری برای کنترل تبدیل میکند: ذهنی که درگیر درد است، فرصت و توانایی اندیشیدن ندارد.
در مقابل، شادی، آرامش و امنیت روانی، بستر طبیعی اندیشیدن‌اند. ذهنی که احساس امنیت میکند، میتواند شک کند، تحلیل کند، بیاموزد و خلاق باشد. به همین دلیل است که هر جامعه‌ای که میخواهد انسان‌های آگاه و توانمند داشته باشد، باید شرایطی فراهم کند که اندوه، جای تفکر را نگیرد.

این جمله در اصل یک هشدار است:
هر جا اندوهِ جمعی افزایش مییابد، باید پرسید چه چیزی از انسان‌ها گرفته شده است.
زیرا اندوهِ طولانی‌مدت، نه‌تنها فرد را، بلکه جامعه را نیز از اندیشیدن بازمیدارد. و جامعه‌ای که نمی‌اندیشد، به‌سادگی هدایت میشود.
#روانشناس #روانشناسي #رواندرمانگر #خودآگاهی #اكسبلور #رواندرمان

ولنتاین، تنها جشنِ عاشقانه‌ ها نیست؛بلکهیادآوریِ یک حقیقت روان‌شناختی است:انسان، در عمق وجودش، برای پیوند آفریده شده است...
14/02/2026

ولنتاین، تنها جشنِ عاشقانه‌ ها نیست؛بلکه
یادآوریِ یک حقیقت روان‌شناختی است:
انسان، در عمق وجودش، برای پیوند آفریده شده است.
در روان ما، «محبت» فقط یک احساس نیست؛
نیرویی است که زخم‌ها را نرم میکند، اضطراب را آرام میسازد
و به روح، جرات دوباره شکفتن میدهد.
محبت، همان غذای نادیده‌ای است که
کودکِ درون ما سال‌ها منتظرش میماند.

در فرهنگ ما، عشق همیشه با حیا، حرمت و معنویت همراه بوده است.
عشق، در نگاه افغان‌ها، تنها یک رابطهٔ رمانتیک نیست؛
یک امانت است
امانتی که خدا در دل انسان میگذارد
تا از طریق آن، مهربانی را در جهان تکثیر کند.

البته ولنتاین را میتوان این‌گونه فهمید:
نه روزِ تجمل، نه روزِ نمایش،
بل روزِ مکث
مکثی برای پرسیدن از خود:
«آیا من به اندازهٔ کافی مهربان بوده‌ام؟
آیا کسی را که دوستش دارم،
با امنیت، احترام و آرامش تغذیه کرده‌ام؟
و آیا خودم را نیز دوست داشته‌ام؟»
محبت، وقتی سالم است،
نه مالکیت می‌آورد، نه ترس، نه کنترل.
محبتِ سالم، فضای رشد میدهد؛
مثل نوری که بر گل میتابد
بی آنکه مجبورش کند زودتر از وقت شکوفه کند.

امروز، اگر خواستی چیزی را جشن بگیری،
«داشتنِ عشق» را جشن نگیر
«تواناییِ عشق ورزیدن» را جشن بگیر.
زیرا این توانایی،
نشانهٔ روحی است که هنوز زنده است،
هنوز امیدوار است،
و هنوز میتواند جهان کوچکش را زیباتر بسازد.

روز عشق مبارک؛
به همهٔ دل‌هایی که آرام، نجیب و بی‌صدا
برای بهتر شدنِ جهان تلاش میکنند.
#روانشناس #رواندرمانگر #عشق #زندگی #روانشناسي #رواندرمانی #خودآگاهی #ولنتاین

انسان  و پذیرش خطاهایشهر انسانى خطاپذیر است؛ اما انسانى که به ادراک بى نقص و فهم مطلق باور دارد، در حقیقت در دام نادانى ...
12/02/2026

انسان و پذیرش خطاهایش

هر انسانى خطاپذیر است؛ اما انسانى که به ادراک بى نقص و فهم مطلق باور دارد، در حقیقت در دام نادانى گرفتار است. اروین یالوم، رواندرمانگر اکزیستانسیال، تأکید میکرد که محدودیت‌هاى شناختى بخش جدایی‌ ناپذیر تجربه‌ی انسانى‌اند و هیچ ذهنى نمیتواند جهان را بدون فیلترهاى شخصى و پیش‌داوری‌ هاى ناخودآگاه درک کند.
از دید یالوم، هر انسان جهان را از دریچه‌ ی تجربه‌ها، ترس‌ها و ساختارهای ذهنی خود میبیند. بنابراین ادعای «درک مطلق حقیقت» توهمی بیش نیست. پذیرفتن این واقعیت، دروازه‌ی فروتنی شناختی و آغاز رشد فکری است. اما کسانی که به بی‌ نقصی ادراک خود باور دارند، در زندانی ذهنی از قطعیت‌های
کاذب زندگی میکنند.

یقین مطلق – سد راه تفکر انتقادی
یالوم یقین مطلق را دشمن آگاهی میدانست. ذهنی که باورهایش را حقیقت تغییرناپذیر میپندارد، توان پرسشگری را از دست میدهد. در روا‌درمانی، او مراجعانش را تشویق میکرد تا با تردید سالم، پرسیدن، و مواجهه با نادانسته‌ها، محدودیت‌های شناختی خود را بشناسند و از جزم‌اندیشی فاصله بگیرند.

نادانی واقعی – توهم دانایی
نادانی تنها «ندانستن» نیست؛ بلکه باور به «دانایی مطلق» است. این دیدگاه با اثر دانینگ–کروگر همخوانی دارد: افراد کم‌ دانش معمولاً اعتمادبه‌نفس کاذب بیشتری دارند، در حالی‌ که انسانهای واقعاً آگاه، به محدودیت‌های دانش خود واقف‌اند و همین آگاهی، آنان را بیشتر فروتن‌ و بیشتر جستجوگر میسازد.

اضطراب اکزیستانسیال – ترس از ندانستن

بسیاری از انسانها برای فرار از اضطراب ناشی از ندانستن، به باورهای سخت‌گیرانه و قطعی پناه میبرند. اما یالوم باور داشت که پذیرش ابهام و عدم‌قطعیت، نه‌تنها ما را قویتر میسازد، بلکه زمینه‌ی رشد روانی،
انعطاف‌پذیری و خودشناسی عمیق‌ تر را فراهم میکند.

نتیجه‌گیری– شک، کلید خرد
یالوم میگوید: رشد واقعی زمانی آغاز میشود که انسان به محدودیت‌های خود آگاه گردد و از قطعیت‌های فریبنده فاصله بگیرد. زندگی در جهانی پر از ناشناخته‌ها، هرچند اضطراب‌ آور است، اما فرصتی بی‌ بدیل برای کشف خویشتن، گسترش آگاهی و نزدیک‌شدن به حقیقت است.
#روانشناس #رواندرمانگر #روانشناسي #رواندرمانی #عشق #خودآگاهی #زندگی #اكسبلور

وقتی جِی‌ زی، شوهر بیانسه، در سال ۲۰۱۷ به خیانتش اعتراف کرد، بیشتر مردم انتظار داشتند همان مسیر همیشگی تکرار شود: عذرخوا...
05/02/2026

وقتی جِی‌ زی، شوهر بیانسه، در سال ۲۰۱۷ به خیانتش اعتراف کرد، بیشتر مردم انتظار داشتند همان مسیر همیشگی تکرار شود: عذرخواهی، گریه، چند جلسه مشاورهٔ زناشویی و جملهٔ تکراریِ «بیایید از نو شروع کنیم». اما بیانسه راهی کاملاً متفاوت را انتخاب کرد.
خواستۀ نخست او همه را شگفت‌ زده ساخت. به‌جای آنکه بپرسد «هنوز دوستم داری؟» پرسید:
«برایم توضیح بده که چگونه توانستی به من خیانت کنی؟»
او نه دنبال جزئیات اتفاق بود و نه میزان پشیمانی. بیانسه میخواست بداند ریشۀ روان‌شناختی کاری که همسرش انجام داده چه بوده است.
بیانسه از او خواست نامه ‌هایی بنویسد؛ نامه‌هایی نه احساسی، نه شاعرانه و نه توجیه‌ گرانی فقط صادقانه و از زاویۀ روانی، درمانگرشان بعدتر گفت: «او دنبال پشیمانی نبود؛ دنبال آگاهی بود.»
جِی‌زی آن نامه را هفت بار نوشت و هر بار رد شد. پاسخ بیانسه همیشه یک جمله بود:
«تو رفتارت را توضیح میدهی؛ آن زخمی را توضیح بده که باعث این خیانت شد.»
تا زمانی که ریشۀ آن زخم شناخته نشد، بیانسه حتی به آشتی فکر هم نکرد. بیشتر آدم‌ها این مرحله را نادیده می‌گیرند و زود میپرسند: «هنوز مرا میخواهی؟»، «من کافی نبودم؟»، «دوباره تکرار می‌کنی؟»سؤال‌هایی که ترس را آرام میکنند، اما درد را درمان نمی‌کنند.
همه‌چیز زمانی تغییر کرد که جِی‌زی در آخرین نامه‌اش اعتراف کرد خیانتش ربطی به میل یا شهوت نداشته، بلکه به زخمی در کودکی برمیگشته: ترس از صمیمیت و ناتوانی در پذیرش آسیب‌پذیری. خیانت برای او نوعی دفاع از خود بوده، نه عملی از سر میل.
آنچه میان‌شان آشتی آورد، نه عذرخواهی بود و نه قولِ تکرار نکردن؛ بلکه شناخت بود. چون خیانت از میل آغاز نمیشود، از زخم‌هایی آغاز میشود که هنوز درمان نشده‌اند. و تا زمانی که کسی با آن زخم روبه‌رو نشود، وفاداری پایدار نمیماند.
شرط دوم بیانسه حتی سخت‌تر بود: مشاورۀ دونفره ممنوع، تا وقتی که هر دو به‌ویژه جِی‌زی هجده ماه درمان فردی را ادامه دهد. پیامش روشن بود:
«اول خودت را ترمیم کن، بعد دربارۀ ما صحبت کن.»
بیشتر زوج‌ها برعکس عمل میکنند؛ به‌جای درمان ریشه، فقط ظاهر رابطه را ترمیم میکنند. نتیجه؟ تکرار خیانت نه به‌خاطر نبود عشق، بلکه چون زخم اصلی هنوز باز است.
بیانسه بخششِ بدون تفکر نمیخواست؛ او چیزی را طلب کرد که ما روانشناسان «کالبدشکافی روانیِ خیانت» مینامیم. او دنبال انتقام یا کنترل نبود بلکه میخواست بفهمد. چون بخشیدن بدون شناخت، فقط به تعویق انداختن درد است.
در چنین رابطه‌ای، یکی میگوید: «ببخش، تکرار نمیکنم.» و دیگری میپرسد: «آن بخش درونت که اجازهٔ این کار را داد، کجاست؟»
فقط این مسیر دوم است که امنیت واقعی میآورد.
#روانشناس #رواندرمان #رواندرمانگر #خودآگاهی #روانشناسي #اكسبلور #زندگی #عشق

به‌عنوان یک روانشناس به شما میگویم:سخت‌گیری افراطی در فرزندپروری نه‌تنها کودک موفقی تربیت نمیکند، بلکه اغلب کودکانی میسا...
29/01/2026

به‌عنوان یک روانشناس به شما میگویم:

سخت‌گیری افراطی در فرزندپروری نه‌تنها کودک موفقی تربیت نمیکند، بلکه اغلب کودکانی میسازد که خیلی زود یاد میگیرند واقعیت را پنهان کنند. وقتی فضای خانه پر از تنبیه، تهدید، مقایسه و ترس از اشتباه باشد، کودک به این نتیجه میرسد که «راست گفتن امن نیست». در چنین شرایطی، دروغ‌گویی یک ضعف اخلاقی نیست؛ بلکه یک مکانیسم دفاعی برای حفظ امنیت روانی است.

کودکی که اجازه‌ی خطا ندارد، مسئولیت‌پذیری را نمیآموزد؛ فقط یاد میگیرد چگونه دیده نشود. او به‌جای رشد خودکنترلی درونی، وابسته به کنترل بیرونی میشود. یعنی تا زمانی که والد حضور دارد، رفتار درست را اجرا میکند، اما در نبود نظارت، مرزهای اخلاقی‌اش فرو میریزند. اینجاست که والدین سخت‌گیر، ناخواسته بهترین دروغ‌گوها را تحویل جامعه میدهند.

از منظر روان‌شناسی، سخت‌گیری زیاد با اضطراب مزمن، ترس از شکست، کمال‌گرایی ناسالم و عزت‌نفس مشروط همراه است. کودک احساس میکند دوست‌داشتنی بودنش وابسته به بی نقص بودن است. این فشار ممکن است به ظاهر موفقیت تحصیلی ایجاد کند، اما در درون، فردی فرسوده، مضطرب و همیشه نگران قضاوت دیگران شکل میگیرد.

در این سبک فرزندپروری، رابطه‌ی عاطفی والد و فرزند نیز آسیب میبیند. کودک والد را پناه امن نمیبیند، بلکه او را قاضی میداند. در نتیجه احساسات، اشتباهات و نیازهای واقعی‌اش را پنهان میکند. این فاصله‌ی عاطفی در نوجوانی به شکل دروغگویی، دوچهره بودن یا طغیان شدید بروز میکند.

پژوهش‌ها نشان میدهند آنچه به رشد سالم و موفقیت پایدار منجر میشود، نه سخت‌گیری افراطی است و نه رهاسازی کامل؛ بلکه تعادل است. سبکی که در روان‌شناسی «فرزندپروری مقتدرانه» نام دارد؛ سبکی که در آن والدین هم قانون دارند و هم همدلی، هم حد و مرز مشخص میکنند و هم اجازه‌ی اشتباه و یادگیری میدهند.

جمع‌بندی
سخت‌گیری زیاد کودک را قوی نمیکند؛ او را محتاط، پنهان‌کار و نگران میسازد.
امنیت روانی، گفت‌وگو و رابطه‌ی سالم، پایه‌ی تربیت کودکی صادق، مسئول و واقعاً موفق است.

منابع:

1. Baumrind, Diana (1991). Journal of Early Adolescence
2. Krollnick, Wendy S. & Ryan, Richard M. (1989). Journal of Educational Psychology

#روانشناس #رواندرمانگر #رواندرمان #اكسبلور #خودآگاهی #روانشناسي

از دیدگاه ابراهام مازلو، روان‌شناس برجسته مکتب انسان‌گرایی، انسان موجودی صرفاً در جست‌وجوی بقا و رفع نیازهای اولیه نیست؛...
22/01/2026

از دیدگاه ابراهام مازلو، روان‌شناس برجسته مکتب انسان‌گرایی، انسان موجودی صرفاً در جست‌وجوی بقا و رفع نیازهای اولیه نیست؛ بلکه در ژرفای وجود هر فرد، نیرویی درونی برای رشد، معناجویی و خود‌شکوفایی جریان دارد. این میل به رشد یکی از بنیادی‌ترین انگیزه‌های انسانی است، هرچند در کنار آن، نیاز نیرومندی به امنیت، ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیز وجود دارد.

مازلو معتقد بود که انسان در هر لحظه با یک انتخاب بنیادین روبه‌روست:

۱. انتخاب امنیت

یعنی ماندن در منطقه امن، دوری از خطر، محافظه‌کاری، اجتناب از تغییر و زندگی در چارچوب‌هایی که قابل پیش‌بینی‌اند. این انتخاب هرچند میتواند آرامشی کوتاه‌مدت ایجاد کند، اما در بلندمدت مانع شکوفایی استعدادها، خلاقیت و رشد واقعی انسان میشود.

۲. انتخاب رشد

یعنی پذیرش تغییر، مواجهه با ناشناخته‌ها، خطر کردن، تجربه‌های تازه و خروج از منطقه امن. این مسیر ممکن است با ترس، تردید یا دشواری همراه باشد، اما تنها از همین راه است که انسان می‌تواند به خود‌شکوفایی (Self-actualization) برسد؛ یعنی دستیابی به بالاترین سطح توانمندی‌ها، معنا، خلاقیت و زندگی اصیل.

مازلو تأکید میکند که خود‌شکوفایی یک مقصد ثابت نیست؛ بلکه فرآیندی پیوسته از انتخاب‌های آگاهانه به نفع رشد است. افرادی که به خود‌شکوفایی نزدیک میشوند، معمولاً کسانی‌اند که بارها در شرایط دشوار یا مبهم، به‌جای عقب‌نشینی، تصمیم گرفته‌اند قدم کوچکی به جلو بردارند.

او مینویسد:
«زندگی فرآیندی پیوسته از انتخاب‌هاست. در هر انتخاب، میتوانیم به سمت رشد برویم یا به سمت ترس. انتخاب مکررِ رشد، ما را به انسان‌هایی خود‌شکوفا تبدیل میکند.»

جمع‌بندی

دیدگاه مازلو ما را به این آگاهی میرساند که رشد شخصی نیازمند شجاعت، پذیرش ریسک و رهایی از عادت‌های محدودکننده است. هرچند نیاز به امنیت بخشی طبیعی از روان انسان است، اما چسبیدن افراطی به آن میتواند مانع تحقق توان بالقوه‌مان شود. در مقابل، با انتخاب رشد به سوی تجربه‌ای عمیق‌تر از زندگی، معنا، خلاقیت و رضایت درونی حرکت میکنیم.

به بیان دیگر، رشد یک انتخاب آگاهانه است، نه یک اتفاق تصادفی!
#روانشناس #روانشناسی #رواندرمان #رواندرمانگر #اكسبلور #زندگی #عشق #خودآگاهی

دونالد وینیكات، روان‌کاو برجستهٔ بریتانیایی، در نظریه‌های روان‌شناختی خود بر اهمیت جنبه‌های غیرمعقول و حتی «دیوانکی» در ...
15/01/2026

دونالد وینیكات، روان‌کاو برجستهٔ بریتانیایی، در نظریه‌های روان‌شناختی خود بر اهمیت جنبه‌های غیرمعقول و حتی «دیوانکی» در رشد روانی انسان تأکید میکند. از نگاه او، زندگی تنها در چارچوب عقلانیت خشک و منطق سخت معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه انسان برای تجربهٔ رضایت، اصالت و زنده‌بودن، نیازمند فضاهایی است که در آن بتواند از مرزهای عقل عبور کند و به خلاقیت، بازیگوشی و تجربه‌های خودانگیخته دسترسی داشته باشد. برای فهم بهتر این دیدگاه، باید به مفاهیم بنیادین نظریهٔ او توجه کنیم.

۱. دیوانکی و «فضای بازی» در رشد روانی

وینیكات باور داشت که تجربه‌های غیرمنطقی، خیال‌پردازانه و خلاقانه بخش ضروری روان سالم هستند. او مفهوم مهم «فضای بازی» (Playing Space) را مطرح کرد؛ فضایی میان واقعیت بیرونی و دنیای درونی که فرد می‌تواند در آن بدون قید و شرط عقلانی، آزادانه خیال‌پردازی کند و خلاقیتش را بروز دهد.
این فضا تنها برای کودکان نیست؛ بزرگسالان نیز برای حفظ سلامت روان، انعطاف‌پذیری و لذت از زندگی به چنین فضایی نیاز دارند.
در این معنا، «دیوانکی» فرصتی است برای گریز از محدودیت‌های منطق و دسترسی دوباره به لذت، خلاقیت و زنده‌بودن.

۲. ضرورت دیوانکی برای زندگی اصیل

وینیكات در نظریهٔ خود میان «خودِ واقعی» (True Self) و «خودِ کاذب» (False Self) تمایز می‌گذارد:

• خودِ واقعی بخش زنده، خلاق، صادق و خودانگیختهٔ شخصیت است؛ بخشی که برای بیان آزادانهٔ احساسات—even احساسات غیرمنطقی—به فضا و امنیت نیاز دارد.
• خودِ کاذب لایه‌ای است که فرد برای سازگاری با انتظارات اجتماعی می‌سازد. اگر انسان بیش از حد در این چارچوب «معقول» باقی بماند، ممکن است به نوعی فقر روانی دچار شود، زیرا خودِ واقعی‌اش سرکوب شده و امکان بروز ندارد.

به بیان دیگر، «زیادی معقول بودن» گاهی نشانهٔ آن است که فرد برای جلب رضایت دیگران، بخش‌های زنده و خلاق وجودش را خاموش کرده و به زندگی‌ای محدود، بی‌روح و غیرخلاقانه تن داده است.

۳. دیوانکی به‌عنوان بخشی از سلامت روان

از دیدگاه وینیكات، توانایی تحمل و تجربهٔ بخش‌هایی از «دیوانکی»—نه به معنای بیماری روانی، بلکه به معنای جنبه‌های نامعقول، بازیگوش و خلاق زندگی—برای سلامت روان ضروری است. این دیوانکی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

• ریسک‌کردن در روابط
• بیان بی‌پرده و صادقانهٔ احساسات
• غرق‌شدن در خلاقیت، هنر یا خیال‌پردازی

این تجربه‌ها به انسان کمک می‌کنند از حالت عملکردی و مکانیکی فاصله بگیرد و دوباره با بخش‌های زنده، پویا و اصیل وجود خود ارتباط برقرار کند.

---

نتیجه‌گیری

در نگاه وینیكات، انسان زمانی به سلامت روان، اصالت و رضایت درونی دست می‌یابد که بتواند میان عقلانیت و «دیوانکی» تعادل برقرار کند. زندگی‌ای که تنها بر منطق تکیه دارد، خشک و بی‌روح می‌شود؛ و زندگی‌ای که تنها بر بی‌منطقی بنا شود، از واقعیت جدا می‌گردد.
سلامت روان در این میان‌بودگی شکل می‌گیرد: جایی که فرد اجازه می‌دهد خودِ واقعی‌اش نفس بکشد، بازی کند، بیازماید، اشتباه کند و خلاق باشد.
به همین دلیل، وینیكات ما را دعوت می‌کند که گاهی از چارچوب‌های سخت عقلانی بیرون بیاییم و به خود اجازه دهیم کمی دیوانه، کمی بازیگوش و کمی آزاد باشیم؛ زیرا درست در همین لحظات است که زندگی، عمیق‌تر و انسانی‌تر می‌شود.
#روانشناس #روانشناسی #خودآگاهی #رواندرمان #زندگی #عشق #رواندرمانگر #اكسبلور

از دیدگاه آرتور شوپنهاور، فیلسوف بدبین آلمانی قرن نوزدهم، برداشت‌هایی از این دست که «کودک از پدر اراده و شخصیت را میگیرد...
11/01/2026

از دیدگاه آرتور شوپنهاور، فیلسوف بدبین آلمانی قرن نوزدهم، برداشت‌هایی از این دست که «کودک از پدر اراده و شخصیت را میگیرد و از مادر عقل را» ریشه در نظام فلسفی ویژه او درباره سرشت انسان، وراثت و نقش نیروهای ناآگاه دارد. شوپنهاور جهان را تجلی «اراده» میدانست؛ اراده‌ای کور، ناآگاه و فاقد هدف عقلانی که بنیاد همه موجودات زنده است. به باور او، آنچه هسته اصلی وجود انسان را شکل میدهد نه عقل، بلکه همین اراده است. عقل تنها ابزاری در خدمت اراده است، نه فرمانروای آن!
در همین چارچوب، او میان نقش پدر و مادر در انتقال ویژگی‌های فرزند تمایز قائل میشود. شوپنهاور معتقد بود پدر بیش از هر چیز «اراده» را به فرزند منتقل میکند؛ یعنی همان نیروی حیاتی، منش، خلق‌وخو، تمایلات بنیادین، شجاعت یا ترس، و به طور کلی شخصیت پایدار فرد. از نظر او، این ویژگی‌ها عمیق، ریشه‌دار و تا حد زیادی تغییرناپذیرند، زیرا به ذات فرد و نیروی زندگی او مربوط می‌شوند.
در مقابل، مادر را منبع اصلی انتقال «عقل» میدانست؛ یعنی توانایی‌های شناختی، حافظه، سرعت فهم، قوه قضاوت و نظم ذهنی. عقل در فلسفه شوپنهاور نقشی ثانویه دارد و بیشتر با آگاهی، یادگیری و جهت‌دهی رفتار مرتبط است، نه با سرچشمه آن. به همین دلیل، عقل را امری شکل‌پذیرتر و وابسته‌تر به شرایط تربیتی و محیطی میدانست، هرچند استعداد اولیه آن را موروثی و برگرفته از مادر تلقی میکرد.

این تقسیم‌بندی از نظر شوپنهاور صرفاً زیستی یا تجربی نبود، بلکه با متافیزیک او پیوند داشت. اراده، که عمیق‌ترین لایه وجود انسان است، باید از سرچشمه‌ای بیاید که استمرار نسل و نیروی حیاتی را نمایندگی میکند، و او این نقش را به پدر نسبت میداد. در مقابل، عقل که بیشتر با پرورش، مراقبت و شکل‌دهی آگاهانه سروکار دارد، به نقش مادری نزدیک‌تر دانسته میشد.
البته باید توجه داشت که این دیدگاه بازتاب دانش زیست‌شناسی قرن نوزدهم و نگاه جنسیتی زمان شوپنهاور است و با یافته‌های علمی امروز همخوانی کامل ندارد. در جمع‌بندی میتوان گفت از منظر شوپنهاور، انسان موجودی است که شخصیت و سرنوشتش بیش از آنکه به عقل وابسته باشد، به اراده‌ای ناآگاه و موروثی گره خورده است. جمله «کودک از پدر اراده و شخصیت را می‌گیرد و از مادر عقل را» خلاصه‌ای از باور او به تقدم اراده بر عقل و نقش متفاوت والدین در انتقال این دو ساحت وجودی است. این دیدگاه، هرچند امروزه از نظر علمی و اجتماعی قابل نقد است، اما برای فهم فلسفه بدبینانه شوپنهاور و نگاه او به
ماهیت انسان همچنان اهمیت تاریخی و نظری دارد.

#روانشناس #روانشناسی #خودآگاهی #رواندرمان #زندگی

04/01/2026

چرا مهاجرین نزد روانشناس نمیروند؟؟
برای گرفتن وقت ملاقات وارد ویبسایت ما شوید :
https://ipso-saba.com

#روانشناس #روانشناسی #اكسبلور #خودآگاهی #رواندرمان #رواندرمانگر #روانشناسي #هشدار #رواندرمان #اكسبلور #روانشناس #روانشناسي #خودآگاهی #روانشناسی #رواندرمانگر #زندگی #عشق

02/01/2026

اگر مهاجر هستید حتما ببینید!
در این برنامه همکار عالیقدرم دکتر عماد و‌من روی این موضوع
بحث کردیم که مشکلات روانی واقعا چیست؟
برنامه کامل را از یویوب بامداد اسماعیلی عزیز مشاهده کنید !
برای وقت گرفتن از ما به کامنت اول مراجعه کنید لینک اپ ما موجود است
#روانشناس #روانشناسی #اكسبلور #خودآگاهی #رواندرمان #رواندرمانگر #روانشناسي #هشدار

از نگاه ژان‌پل سارتر، جمله‌ی «تنها یک چیز میتواند مرا تحت‌ تأثیر قرار دهد: انسان بودنت؛ نه دارایی‌هایت، نه لباس‌هایت و ن...
02/01/2026

از نگاه ژان‌پل سارتر، جمله‌ی «تنها یک چیز میتواند مرا تحت‌ تأثیر قرار دهد: انسان بودنت؛ نه دارایی‌هایت، نه لباس‌هایت و نه جایی که زندگی میکنی؛ فقط انسان بودنت» نه‌تنها عصاره‌ی فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم است، بلکه حقیقتی روان‌شناختی درباره‌ی ماهیت انسان را نیز آشکار میکند.
سارتر باور داشت که «وجود مقدم بر ماهیت است»؛ یعنی انسان برخلاف اشیا با هویت و تعریف آماده به دنیا نمیآید. ما با انتخاب‌ها، تجربه‌ها و مسئولیت‌پذیری‌مان، ماهیت خود را میسازیم. روان‌شناسی امروز نیز همین را تأیید میکند: هویت انسان یک فرایند پویاست، نه یک قالب ثابت. ما هر لحظه در حال ساختن خویشتنیم.

در این نگاه، ارزش انسان نه در ثروت است، نه در موقعیت اجتماعی و نه در ظاهر بیرونی؛ بلکه در شیوه‌ی زیستن، انتخاب کردن و پذیرفتن مسئولیت آزادی خویش. روان‌شناسی وجودی این حالت را «اصالت» مینامد؛ حالتی که فرد در آن از نقش‌ها و نقاب‌ها عبور میکند و با خودِ واقعی‌اش زندگی میکند.

سارتر وابسته کردن ارزش انسان به دارایی‌ها یا جایگاه اجتماعی را نوعی «سوء‌ ایمان» میدانست؛ همان وضعیتی که فرد از آزادی و مسئولیت خود میگریزد و خود را به یک شیء تقلیل میدهد. روان‌شناسی نیز این حالت را «شی‌وارگی» مینامد؛ لحظه‌ای که انسان به‌جای بودن، به داشتن چنگ میزند و از مواجهه با حقیقت درونی‌اش میترسد.

انسان اصیل چه در فلسفه‌ی سارتر و چه در روان‌شناسی کسی است که آگاهانه انتخاب میکند، پیامد انتخاب‌هایش را میپذیرد و ارزش خود را از درون می‌گیرد، نه از بیرون.

در روابط انسانی نیز این نگاه معنا پیدا میکند. سارتر میگفت باید دیگری را نه به‌عنوان ابزار، ظاهر یا نقش اجتماعی، بلکه به‌مثابه یک آگاهی آزاد دید. روان‌شناسی نیز رابطه‌ی سالم را رابطه‌ای میداند که در آن دیگری به‌عنوان یک انسان مستقل، با جهان درونی و آزادی‌هایش دیده شود، نه به‌عنوان وسیله‌ای برای رفع نیازهای ما.

وقتی «انسان بودن» دیگری برای ما مهم میشود، رابطه از سطح نقش‌ها و داشته‌ها عبور میکند و به سطح احترام، آزادی و اصالت میرسد.

در نهایت، این جمله‌ی سارتر یادآور میشود که ارزش انسان در «بودن» اوست، نه در «داشتن» او؛ در آزادی‌ای که میپذیرد، مسئولیتی که بر دوش میگیرد و انسانیتی که لحظه‌به‌لحظه میآفریند.
#روانشناس #رواندرمانگر #رواندرمان #روانشناسی #خودآگاهی #اكسبلور #زندگی #عشق

Adresse

Berlin

Öffnungszeiten

Samstag 08:00 - 17:00
Sonntag 09:00 - 17:00

Benachrichtigungen

Lassen Sie sich von uns eine E-Mail senden und seien Sie der erste der Neuigkeiten und Aktionen von Shoaib Salangi erfährt. Ihre E-Mail-Adresse wird nicht für andere Zwecke verwendet und Sie können sich jederzeit abmelden.

Die Praxis Kontaktieren

Nachricht an Shoaib Salangi senden:

Teilen

Share on Facebook Share on Twitter Share on LinkedIn
Share on Pinterest Share on Reddit Share via Email
Share on WhatsApp Share on Instagram Share on Telegram

Kategorie