17/12/2025
اساسات التراسوند لکچر دوم : تکنیک اسکن
پروبها (Probes)
انواع پروب
کرویلینیر (Curvilinear – شکمی): فرکانس پایین، نفوذ عمقی زیاد
لاینر (Linear جلدی): فرکانس بالا، قدرت تفکیک خوب برای ساختارهای سطحی
فیزد اری (Phased Array – قلبی): فرکانس پایین، سطح تماس کوچک برای دیدن بین فضاهای بیندندهای
داخلحفرهای (Intracavitary – زنان): فرکانس بالا
پروپ های واجینل
نشانگر پروب (Probe Indicator)
در یک قسمت هر پروپ یک نشانگر یامارکر موجود است
(index marker) که با یک سمت تصویر روی صفحهنمایش مطابقت دارد. این سمت معمولاً بهصورت قراردادی در گوشهٔ بالا-چپ صفحه با یک نماد مشخص میشود.
که باید مارک در وقت معاینه مریض با مارک سکرین در یک سمت باشد.
جهتگیری (Orientation)
محور طولی (نماهای ساجیتال و کرونل transverse,longitudinal): نشانگر یا مارکر پروب به سمت سر مریض یا بالا باشد.
محور عرضی (نمای ترانسورس): نشانگر پروب به سمت راست بیمار باشد.
مثلا وقتیکه مثانه را میبینیم یا کیسه صفرا را پروپ مارکر به طرف خودسکن کننده و طرب راست مریض باید باشد.
انکور (Anchor)
در یک قسمت هر پروب، نشانگر شخصی
(probe marker) وجود دارد که با یک سمت صفحهنمایش (معمولاً گوشهٔ بالا-چپ) مطابقت دارد.
حرکات پروب
این حرکات برای ما در وقت سکن کمک میکند تا بتوانیم بهترببینیم بلخصوص وقتیکه گازات یا استخوان ها مزاحم میباشند با این طریقه ها بهتر میتوانیم اعضای مورد نظر را سکن کنیم
Slide (لغزش): حرکت روی سطح پوست بدون تغییر زاویهٔ پروب
Tilt/Fan (تیلت/فَن): حفظ نقطهٔ تماس با پوست و تغییر زاویهٔ پروب در محور کوتاه پروب
Rotation (چرخش): پیچاندن پروب برای جلوگیری از گازات و شدو های استخوان
Rock (راک): حفظ نقطهٔ تماس با پوست و تغییر زاویهٔ پروب در محور طولی پروب
Compression (فشار): اعمال فشار رو به پایین یعنی پروپ را فشار میدهیم به طرف بطن مریض
مریض در وقت سکن:
وضعیتدهی (Positioning): وضعیت مریض مشابه معاینهٔ فیزیکی باشد. وضعیت لیترل ( decobitus) چپ میتواند تصاویر کیسهٔ صفرا و نمای چهارحفرهای قلب را بهبود دهد.
مریض را تخته به پشت میخوابانیم وبعدا به یک پهلو میکنیم تابتواتیم بهترببینیم
حبس دم در انتهای دم (End inspiratory arrest): گاهی میتواند اعضای داخل را به پروب نزدیکتر کند و دید بهتری ایجاد کند؛ مانند کیسهٔ صفرا.
پنجرهٔ سونوگرافیک یا
«آکوستیک ویندو»«
ساختاری که اجازه میدهد امواج صوتی از آن عبور کنند تا امکان مشاهدهٔ ساختاری دورتر از پروب فراهم شود؛
مثال: استفاده از کبد بهعنوان پنجرهٔ آکوستیک برای دیدن قلب در نمای سب کاستل (Subcostal).